سر هر کوه رسولي ديدند.
ابر انکار به دوش آوردند.
باد را نازل کرديم تا کلاه از سرشان بردارد.
خوانه هاشان پر داودي بود،چشمشان را بستيم.
دستشان را نرسانديم به سرشاخه ي هوش.
جيبشان را پر عادت کرديم.
خوابشان را به صداي صفر آينه ها آشفتيم...
ابر انکار به دوش آوردند.
باد را نازل کرديم تا کلاه از سرشان بردارد.
خوانه هاشان پر داودي بود،چشمشان را بستيم.
دستشان را نرسانديم به سرشاخه ي هوش.
جيبشان را پر عادت کرديم.
خوابشان را به صداي صفر آينه ها آشفتيم...
نويسنده : ا .کامراني » ساعت 8:48 عصر روز جمعه 23 آذر 1386
.jpg)