بزار خيال کنم هنوز يه لحظه از نيازتم
اگه تموم قصمون هنوز ترانه سازتم
بزار خيال کنم هنوزپر از تب وتاب مني
روزها به فکر ديدنم
،شب ها پر از خواب مني
بزار خيال کنم تو دل تنگيات
غروب که مي شه ياد من مي افتي
توايکه قصه ي طلوع عشق
رو
گفتي ودوستت
دارم رو نگفتي

اگه تموم قصمون هنوز ترانه سازتم

بزار خيال کنم هنوزپر از تب وتاب مني

روزها به فکر ديدنم
،شب ها پر از خواب منيبزار خيال کنم تو دل تنگيات
غروب که مي شه ياد من مي افتي
توايکه قصه ي طلوع عشق
گفتي ودوستت
دارم رو نگفتي
نويسنده : ا .کامراني » ساعت 7:45 عصر روز پنجشنبه 6 دي 1386
.jpg)