باز هم آمدي تو بر سر راهم
اي عشق مي کني دوباره گمراهم
دردا من جواني را به سر کردم
تنها از ديار خود سفر کردم
ديريست قلب من از عاشقي سيراست
خسته از صداي زنجير است...
خسته از صداي زنجير است
نويسنده : ا .کامراني » ساعت 3:25 عصر روز چهارشنبه 5 دي 1386
نام: | |
ايميل: | |
.jpg)