تو دستم را گرفتي خدايا... - *** سرو آ زاد ***



درباره نويسنده
تو دستم را گرفتي خدايا... - ***  سرو آ زاد  ***
ا .کامراني[83]
saipres سرو آزاده
آي دي نويسنده
تماس با نويسنده

موضوعات وبلاگ

آرشيو وبلاگ
اگر در سیاهچاله افتادید
متن منشور کوروش کبیررررر
استوره ی کوروش
کوروش کبیررررر [2]
1* نقش تمرکز در حافظه *
2* رشته ی دانشگاهی هوا فضا*
7 عدد مقدس**********
عدد شیطان**666****
سه نوشته ي عاشقانه [3]
» + جدال فيزيک و متافيزيک ******
+ آرماگدون، عوام فريبي و انتظار موعود!!!!!!!!!
جدول زمان بندي حوادث شش ماه دوم آخرين سال غيبت
سوال جالب انیشتین :
انتظار
*بسم رب النور العظيم...*
نعمت
+ هيچ کس هست خدايا آيا)
تو کجایی بارلها ؟
خدايا شکر!
رها کردن کار توست
+ و براي بته ي نورس مرگ،آب را معني کردم
+ چي مي شد اگه خدا ...
+ رهگذر کوچه ي عشق
+ فرق تو با عشق،زندگي وگل چيه؟
+ چه قدر مهربانتر شده اي
آينه رفته است !!!!!!
واي بر انسان
+ اين رسم همراهي نشد.
+ کاش مي دانستي...
+ پر از بال وپرم................
+ در خود بساي. [3]
+ نبض من و قلب تو با هم زده...
تصویر 1
بزار خيال کنم...
يا صاحب الزمان..................
جایت خالی خداااااااااااااا
ای عشــق.........
زنده با آرزو...
روز نهم از عليرضا حميد رضا.
صبحيست سرمازده...
درک کرد زمين آلوده را...
ما همچنان در اول وصفت مانده ايم...
نور هدايت....
چرا سخت زيان کار ولي اشرف مخلوقاتم؟
دلم مي سوزد...
راويان قصه هاي شاد و شيرينيم...
روز ولنتاين.........
خار آمد، و بيابان، وسراب.....
دلم روي گاز است...
زلال که باشي ، مهتاب در توست...
اطاعت از خالق.............
+ دست ها، پاها در قير شب است.
دانلود آهنگ علي رضا .......
چه قدر خنده داره...
تو دستم را گرفتي خدايا...
+ مرغ خوشخوان سخن، خواموش من!!
+ اي شب آخر ز سر وا کن مرا.............
کهربا....................
صداي باران......
+ هر کجا پا مي گذارم، باز، آدم ريخته...
+ حيران نشسته ماه به تنها نشستنم.
چراغهای رابطه تاریکند
+ و تو مرا شعری چند آموختی...
+ تک وتنهایی و با پای پیاده
+ همه ای دل بـگذارش به حسـاب من وتنـهایی من
به پندار تو
+ کاری که عشق با من کرد
+ از هجوم نغمه ای بشکافت گور مغز من امشب
+ کو چراغی که فروزد دل ما؟
جدا شده اي از نخ نگاهم...
لحظه دیدار نزدیک است
+ چه کسی نقش او را خواهد شست؟
+ و به من راه نیافت....
انتظار..............
به که بايد دل بست ؟
جاي پاي دوست ...
محراب


لينکهاي روزانه
+ اگر در سياه چاله افتاديد [69]
[آرشيو(1)]


لينک دوستان
قرآن،حديث و...
آدمک ها
من که هستم..............................
پرديس
ساحل زندگي
يگان
ساحل نشين اشک.
پري براي پريدن...
جهاد
کالبد شکافي جون مرغ تا ذهن آدميزاد !
يادداشت هاي يه آسموني
مجنون صفت
کشکول
به خود آييم و بخواهيم،‏که انسان باشيم...
آبجي کوچيکه
دنياي امروز ما
رند
اشراق
(¯`•.¸¸.-»(ANIS)«-.¸¸.•´¯)
محمد هاشم نعمت اللهي
بي ستاره ترين شبهاي زندگي...
رويش
پاک ديده
تهاني
لعل سلسبيل
صحرا
نازنين يار
تبسم
انتظار
وب نوشت هاي کودک فهيم
احاديث
بي تفاوت
سوته دل
زندگي چيزي نيست که لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود
سيد
خموش پر گفتار...........
تاریخ تمدن جهان باستان (ايران، مصر، يونان، بين النهرين)
مسافرکويردلها.............
پرسش مهر 8
** تمناي دل**
وبلاگ تخصصي فيزيک
صحرا..............
حافظ غم دل باکه بگويم که در اين دورجز جام نشايد که بود محرم رازم
مشاوره تخصصي در زمينه خانواده و مسائل خاص
عارفه و عرفان
تاريخ ادبيات...
سايت پارس
خداجون فقط یک نگاه!!!!!
بيا دريا شويم
کلبه ي پريشان.............................
آواز ققنوس
هاتف
لئون
وبلاگ فارسي
ليست وبلاگ ها
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار فاوا
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
خريد اينترنتي
طراحي وب

عضويت در خبرنامه

نام:

ايميل:

 

لوگوي وبلاگ
تو دستم را گرفتي خدايا... - ***  سرو آ زاد  ***

آمار بازديد
بازديد کل :5715
بازديد امروز : 2
 RSS 

آنگاه که غبار خستگي از روزمرٌِگي روي تنم نشسته بود   ، تو دستم را گرفتي ،اما من...
آنگاه که جاهلانه از تو برگشتم به تاريکي، تو به يادم بودي ،اما من...
آنگاه که اسير قفس تاريکي بودم ، تو دستم را گرفتي، اما من...
آنگاه که فراموشت کردم و نگاهم رو به آبشار عشق بود ، تو به يادم بودي ، اما من...
و آنگاه که فهميدم آخر اين آبشار مرداب است وغرقه ام در اندوه آن، باز تو بودي که دستم را گرفتي، اما... من  ...


حال چه خسته ام از اين همه بختِ بخت برگشته
حال چه خسته ام از اين همه خستگي
حال چه خسته ام از اين همه تباهي وتکرار
حال چه درونم تنهاست
حال که خودم از تو دور شدم، چه درونم تنهاست...
اي اميد ازلي تا ابدي ، خداوند خدايا!!!


 



همه تو حموم قانون فيزيک کشف مي کنن ما هم تو حموم شعر مي گيم!!!
راستي حالا شما که اومدين تو وبلاگم خوب نظر بدين ديگه!!!



نويسنده : ا .کامراني » ساعت 1:22 عصر روز جمعه 23 آذر 1386