فکر کن!
امروز آخرين روز زندگيته و ديگه هيچ فرصتي نداري با خدا تو اين دنيا حرف بزني و بگي ببخشيد يا ...
فکر کن! ديگه مادرتو نمي بيني پدرت ،خواهرت، برادرت ،همسرت ،عشقت، زندگيت ،آرزوهات اون چيزهاي رو که خيلي دوسشون داري
فکر کن تا چند لحظه ديگه داري مي ميري .دارن همه اينها رو ازت ميگيرن.
آماده اي!
آماده اي براي رفتن... حتماً تقاضات دست کم يه روز وقته نه؟.jpg)
اي شب آخر ز سر وا کن مرا
محو در لبخند فردا کن مرا
شعرهاي ناتمامم را بخوان
در سکوت خانه نامم را بخوان
ياد کن از اين گسسته ياد کن
بيتي از شعر مرا فرياد کن
ابر پوشيده ست روي ماه را
مست مستم کن ببينم راه را
دست غيبي ميزند تيغ هلاک
قطره اشکي مي چکد بر روي خاک
سايه اي افتاده بر روي قفس
وز تکاپو باز مي ماند نفس
شعله خالي مي کند فانوس را
موج پويد راه اقيانوس را
ياد گنگي با فضا آميخته
نام دوري در فضا آويخته ( استاد فريدون مشيري)
همين حالا فکر کن بهت مهلت دادن و از اون دنيا برگشتي ...
چه ميکني؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
.jpg)