کوله بار آرزوهات روي دوشِت
تا کجا رفتي با پاي پياده
رفتي و به هرچي خواستي نرسيدي
متاسفم برات اي دل ساده
دل به هرکي دادي از سادگي دادي
زندگيت رو پاي دل دادگي دادي
هرجا که ديدي چراغي پر فروغه
تا به اون رسيدي فهميدي دروغه
کوله بار آرزوهات رو کي دزديد؟
دل ديوونه به گريه هات کي خنديد؟
عاشق و خسته و غمگين و پريشون
دل بي کس دلک بي سروسامون
تو رو با حول و بلا تنها گذاشتند
اون ها که لياقت عشق رو نداشتند
تک وتنهايي و با پاي پياده
متاسفم برات اي دل ساده
نويسنده : ا .کامراني » ساعت 1:6 عصر روز شنبه 28 ارديبهشت 1387
.jpg)