به که بايد دل بست؟
به که شايد دل بست؟
سينه ها جاي محبت، همه از کينه پر است .
هيچکس نيست که فرياد پر از مهر تو را ـ
گرم، پاسخ گويد
نيست يکتن که در اين راه غم آلوده عمر ـ
قدمي، راه محبت پويد
***
خط پيشاني هر جمع، خط تنهائيست
همه گلچين گل امروزند ـ
در نگاه من و تو حسرت بيفردائيست .
***
به که بايد دل بست ؟
به که شايد دل بست ؟
نقش هر خنده که بر روي لبي ميشکفد ـ
نقشه يي شيطانيست
در نگاهي که تو را وسوسه عشق دهد
حيله پنهانيست .
شاخه عشق، شکست
آهوي مهر، گريخت
تار پيوند، گسست
به که بايد دل بست ؟
به که شايد دل بست ؟
نويسنده : ا .کامراني » ساعت 1:36 عصر روز سهشنبه 7 اسفند 1386
.jpg)